آتلیه اندیشه نو ، عضو تایید شده تجارت الکترونیک اول

 

کاربرد کلوین سنج در عکاسی و فیلمبرداری


کاربرد کلوین سنج در عکاسی و فیلمبرداری

کلوین سنج در عکاسی

دمای رنگ بر اساس رنگ تابیده شده (گسیل شده) از جسم سیاه در دمای معین تعریف شده است و این نورها تمام طیف مرئی را پوشش می?دهند. برای مشخّص کردن نورها و رنگ‌ها از دمای جسم سیاهی که آن را تولید میکند، استفاده می‌کنند.دمای رنگ بیش از ۴۰۰۰ درجه کلوین را بعنوان نور سرد  و دمای رنگ کمتر از ۳۰۰۰ درجه کلوین را نور گرم نامیده اند. نورسنج،لوکس متر دستگاهی است جهت اندازه گیری نور در محیط که مورد کاربرد عکاسان،طراحان صحنه،گروه مهندسی hse،پرورش طیور،گلخانه داران و… میباشد. لوکس متر ها دارای یک قطاع از کره هستند که در مقابل نور قرار می گیرند.این قطاع از کره به وسیله ابزارهایی که در آن وجود دارند شدت روشنایی را اندازه می گیرد.

کاربردها:

بازدید ادامه مطالب با کلیک روی این مطلب

کاربرد کلوین سنج 

 

*اندازه گیری رنگ نور،دما وتفاوت رنگ روشنایی منبع نوری
*تولید کنندگان لامپ وled ، طراحی داخلی ساختمان،تنظیم پروژکتورها
*تنظیم رنگ CTR ها، صفحه تخت، و دیگر دستگاه های صفحه نمایش
از آنجا که کاربردی شدن هر وسیله احتیاج به حس نیاز به آن وسیله و درک اهمیت آن دارد، شاید جایگاه و مفهوم این ابزار هنگامی قابل درک باشد که بسیار جدی تر به مقوله نور در عکاسی بنگریم. با نگاهی به این جمله که عکاسی کاری آسان و در عین حال سخت است می توان به این واقعیت پی برد که تعیین کننده سطح کار یک عکاس، ارتباط مستقیم وی با نوع نگرشی که به عکاسی و مقوله عکس گرفتن دارد مربوط می شود. در واقع همه چیز به اصلی ترین عنصر سه گانه عکاسی یعنی نور باز می گردد. می توان آن را به سیستم های خودکار دوربین سپرد و یا می توان برای ایجاد فضایی رویایی و زیباتر به درک و تنظیم آن پرداخت. بله درک نور درکی از شدت، جنسیت و رنگ نور. این برداشت شخصی این جانب است که درک هر چه بیشتر نور سبب زیبایی تصویر پدید آمده می شود. چه در یک کار هنری با ساختاری زیبایی شناسانه و یا یک تصویر با کاربری تخصصی و درکنار این درک، متقابلاً ابزاری نیازمند است که برای ثبت هر چه بیشتر و دقیق تر نور به کمک عکاس بیاید. همان گونه که عکاسان برای ثبت این امر از لنزهایی با قدرت بالا و معمولاً گران قیمت به همراه بدنه های پیشرفته و سریع استفاده می کنند، جایگاه ابزار سنجش نور هم جدی تر می شود. در این راستا چه حالتهای اتوماتیک دوربین و چه نورسنج های دقیق و پیشرفته کمک به تعیین دقیق مقدار نور می کنند که در جایگاه خود بسیا مهم می باشد.
 
شکل کلوین سنج
 
تاثیری که رنگ نور بر رنگ واقعی اجسام می گذارد موردی است که نمی توان از آن به راحتی گذشت. شاید این امر برای عده ای از عکاسان که بنا به دلایل کاری یا شخصی مقید به رعایت آن نیستند جایگاهی نداشته باشد و استفاده از این نوع ابزارها را زائد، دست و پاگیر و پرخرج بدانند و مسئله را در چارچوب پیش فرض های دوربین حل کنند. ولی در هر شرایطی نتیجه عالی مطلوب تر است. شاید نگاه بعضی از عکاسان خبری، که به دلیل سیال بودن و غیرقابل پیش بینی بودن موضوع، صرفاً ثبت تصویر در اولویت آن ها بوده و به همین دلیل باقی مسائل همچون کادربندی، فوکوس و نورسنجی و…. در درجه اهمیت کمتری قرار می گرفت که در جایگاه خود تا حدودی قابل درک می باشد. حال با پیشرفت دوربین های عکاسی و ورود دیجیتال به این عرصه و موارد از این دست به قسمت های اتوماتیک دوربین سپرده می شود. ولی در همین زمان نیز هستند عکاسانی که علاوه بر سرعت عمل بالا در هنگام شکار لحظه دیگر مسائل را تا حد قابل قبولی رعایت می کنند. تا جایی که دیده شده حتی مسائل نورپردازی هم مورد استفاده و کاربرد قرار می گیرد و همین امور است که سطوح مختلف عکاسی و عکاس را مشخص می کند. و حال سوال اینجاست که چه مقدار دقت در جزئیات برای ثبت عکس ها ضروری است و آیا صرفاً استفاده از دوربین های پیشرفته و نورسنج های  دقیق برای این مهم کافی است و آیا نادیده گرفتن تاثیر دمای رنگ نور بر اجسام و انعکاس آنها درست است؟ آیا تکیه بر موارد اتوماتیک و پیش فرض قسمت وایت بالانس دوربین ما را به نهایت کیفیت و به دست آوردن رنگ طبیعی اجسام و عناصر موجود در تصویرمی رساند و آیا صرف وقت و هزینه زیاد برای ابزارهای سنجش دقیق تر مثل کلوین سنج ضروری است؟ نتیجه مطلوب چگونه حاصل می شود؟ مشکل همین جاست. واژه مطلوب به نسبت تمامی ظرافت عکاسان موجود دارای معانی خاص می باشد. ولی صرف نظر از این مباحث همیشه این مقایسه است که می تواند درک دقیقی از نتایج را پدید آورد. آیا عکس های خود را با کارهای جدی تری که در منابع مکتوب حرفه ای و یا حتی کتاب های راهنمای دوربین تان مقایسه کرده اید؟ چه تفاوتی بین دوربین شما و دوربین آنها وجود دارد. چرا تفاوت معمولاً زیاد است. به گونه ای که انگار آن عکس ها با ترفند خاص و ابزاری دیگر گرفته شده است. ولی این طور نیست بدون در نظر گرفتن عامل تجربه عکاس که مورد بسیار مهمی است آیا لزوم دقت در جزئیات سنجشی برای مطلوبیت کار نیست؟ وجود رنگ های طبیعی فرصت و درک متفاوتی را از تصویر به ما می دهد؟ کافی است نگاهی به آثار زیر بیاندازیم
 
عکاسی با کلوین سنج
 
توضیح عکس:
همانطور که می بینید شاید هر یک از موارد A وB برای شما به لحاظ ثبت درست تصویر کافی باشد. ولی در کارهای جدی تر وجود عنصر رنگ و تفکیک درست آن دارای موضوعیتی بالاست و این تفکیک احتیاج به شناخت و درک نور دارد و برای درک نور احتیاج به سنجش و تنظیم دقیق آن است. می دانید که نور مرئی از طول موج هایی برابر با ۴۰۰۰ تا ۷۰۰۰ آنگستورم تشکیل شده است. تنوع همین امر سبب پیدایش رنگ های متنوع نوری می شود. از همین بابت شناخت و درک  نور سفید و تحلیل نور محیط عکاسی نسبت به نور سفید از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. واحد درجه حرارت نور را کلوین می نامند و نور سفید کلوینی برابر ۵۵۰۰ را داراست. اهمیت نور سفید در همین اصل خلاصه می شود که هر چه نور تابیده شده به جسم مورد نظر به سفید نزدیکتر باشد تاثیر آن بر بازتابهای موضوع کمتر بوده و همین امر سبب ثبت درست و طبیعی رنگ عناصر موجود در تصویر می شود. به طور مثال اگر گرایش نور سفید با پایین امدن درجه کلوین آن به رنگ زرد متمایل شود. بازتاب شیئی آبی رنگ، در تصویر ثبت شده  به سمت سبز متمایل می شود. از طرف دیگر سیستم های وایت بالانس موجود در دوربین ها به صورت کلی تری نسبت ها و درجات کلوین را درک کرده و اعمال می کند،در صورتی که ابزار کلوین سنج نه تنها به درک و تجزیه دقیق تر دمای رنگ نور می پردازد بلکه مشکل بارز سنجش انعکاس دوربین ها را ندارد؛ زیرا کلوین سنج همیشه به صورت مستقیم منبع نور را تحلیل و پردازش می کند (به همان دلیلی که نورسنجی مستقیم بهتر از انعکاسی است) و همین امر سبب جلوگیری از گمراه شدن کلوین سنج می شود. البته شاید بیان شود که می توان تصحیح هر گونه رنگ اضافی موجود در رنگ عناصر تصویر را به مراحل پیش از چاپ و چاپ در موکول کرد. که همین امر مستوجب تاثیر منفی بر روی رنگ های دیگر عناصر است یعنی معمولاً در این گونه اعمال پله های میانی و نزدیک به هم، دچار به هم ریختگی یا حتی حذف می شوند و از طرف دیگر نمی توان منکر این اصل شد که هر چه ثبت تصویر دقیق تر باشد امکان تصحیح آن نیز در صورت لزوم بیشتر خواهد  بود. در ابتدا هنگام استفاده از لایه های سلولزی، سیستم وایت بالانس در دوربینها وجود نداشت و امر تصحیح رنگ و تراز سفید نور تا حد امکان توسط فیلم های نور روز و نور مصنوعی و برای اصلاح دقیق تر از کلوین سنج و فیلترهای مخصوص اصلاح کلوین استفاده می شد که یا بر روی منبع نور (نور مصنوعی) و یا در مقابل لنز قرار می گرفت. البته این نوع کلوین سنج ها ی اولیه قادر به درک نورهای ممتد بوده و از درک نورهای آنی و فلاش ها عاجز بودند. ولی امروزه این ابزارها هم دقیق تر وهم برای خواندن تمامی نورها ساخته شده است. کافی است اطلاعات نورسنج را به دوربین ها انتقال داده و بدون استفاده از فیلتر خاصی رنگ نور را تصحیح کنید.
 استفاده از ابزار دقیقی مثل کلوین سنج کمک به درک نور محیط می کند و درحالت تصحیح آن با معرفی فیلترهای مناسب برای تصحیح نور، سبب بالا رفتن درک و تجربه عکاسی نسبت به شرایط نوری مختلف می شود و در صورت لزوم می توان دست به تغییر کلوین برای شرایط خاص و بیانها ی متفاوت زده و از جهت دیگر با شناخت کلوین نورهای مختلف در صورت نیاز دست به خلاقیت هایی در زمینه نورپردازی زده و تصاویر زیبایی با تن گرم و سرد ایجاد کرد. از اینگونه ابزارها بیشتر در عکاسی از اشیائی که دارای انعکاسی زیاد بوده و یا در مواردی که اندکی تغییر رنگ در آن باعث دگرگونی در تشخیص می شویم مثل عکاسی از جواهرات که هم دارای سطوح رفلکتیو متنوعی هستند و هم دارای سطوح رنگی خاص. همچنین عکاسیاز لوازم آرایش و یا کپی برداری از آثار هنری مثل نقاشی که دارای تنوع خاص رنگی می باشد
 
عکاسی با کلوین سنج
 
برای دانلود فایل این مطلب به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید
 
Click This andisheh no.gif (125×70)
 
کاربرد کلوین سنج

ارسال نظر


هفده − 3 =